وقتی من از تو  بی خبر می مونم
 می میرم

وقتی به یادت تا سحر می خونم
می میرم

بدون تو دنیا برام زندونه
می میرم

یه روز کنج این زندون ویرونه
می میرم
می میرم
می میرم

من بی تو
می میرم
می میرم


هر جا میرم چشمای تو  پیش رومه
روی تو چون آینه ای پیش رومه
می پیچه تو خاطر من عطر خوبت
با تو بودن تا به ابد آرزومه

به تو محتاجم من
ای هوای تازه
نفس من با تو زندگی می سازه
بـــــــــــــی تو می میرم


تو منو دعوت کن به شهر چشمات
تو منو مهمون ستاره ها کن
تو منو مهمون ستاره ها کن

تو منو دعوت کن به روشنیها
از تموم غمها دلو رها کن
از تموم غمها دلو رها کن

هر جا می رم چشمای تو پیش رومه
با تو بودن تا به ابد آرزومه

به تو محتاجم من
ای هوای تازه
نفس من با تو زندگی می سازه
بـــــــــــــی تو می میرم


تو منو دعوت کن به شهر چشمات
تو منو مهمون ستاره ها کن
تو منو مهمون ستاره ها کن

تو منو دعوت کن به روشنیها
از تموم غمها دلو رها کن
از تموم غمها دلو رها کن

هر جا می رم چشمای تو پیش رومه
با تو بودن تا به ابد آرزومه

به تو محتاجم من
ای هوای تازه
نفس من با تو زندگی می سازه
بـــــــــــــی تو می میرم

بـــــــــــــی تو
می میرم