یک لحظه دیدارش......
یك لحظه دیدارش آرزویی بیش نیست ....
آرزوی دیرینه نیست مرا سكوت شب دوا .معشوق طبیب..
مرا گر دور كنند دلم جایی دیگریست نگاهم در نگاه دلبریست
اگر زیر خرمن ها خاك بمانم قلبم در گرو قلب دیگریست
یك لحظه دیدارش آرزویی بیش نیست .....
دلسنگان را این چنین آموخته اند مجنون را بی لیلی كنند.
ما تنها هدیه این دل سنگان را به گردن آویخته ایم
اما هنوز چشمه ی عشق در دلمان جاریست...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۹ ساعت 22:16 توسط uosef
|
تمام می شود